میتود باغ در خدمت هماهنگی و انعطاف پذیری جمعی

یک وسیله که جهت تقویت انعطاف پذیری و مقابله با سترس هم به سویه فردی و یا هم با دیگران یکجا، از آن استفاده می شود.

چرا "میتود باغ"؟

رسیدگی به خویش و کمک به دیگران، شباهت های زیادی با شیوه باغداری دارد. با وجود اینکه نباتات در یک باغ می توانند که به صورت عادی نیز رشد و نمو کنند، اما دیده می شود که در صورت رسیدگی و کار، بادنجان ها شیرین تر، سیب ها آبدار تر و گل ها با شکوه تر بار می آیند.

فشار های از قبیل خشکسالی و طوفان می توانند که یک باغ را نابود کنند، ولی باز هم توسط رسیدگی لازم، آفتاب کافی و کمک دوستان و همسایه ها می تواند که دوباره تازه و سر حال گردد.

باغداری و کار کردن در باغ زبان گویای است که صحبت در باره صحت روانی را، در چوکات فرهنگ و بیان، آسان تر و عملی تر می سازد. میتود باغداری بر این اساس استوار است که همه ما چیز های مشترک داریم: یک سیستم عصبی که در مقابل فشار و حالت خوشی عکس العمل مشابه نشان می دهند. مثل یک باغ. این عکس العمل ها تنها مربوط به شخص ما نمی باشند؛ بلکه مربوط روابط متقابل محیط زیست و توانایی های ما می شوند. تا اینکه به خود و همدیگر توجه بیشتر داشته باشیم. اگر به زبان باغداری بگوییم: وضعیت یک باغ بعد از خشکسالی و یا طوفان وقتی دوباره بهبود می یابد که انسان طریقه چگونگی پرستاری باغ را بداند.

اگر شما مثال های مشابه دیگر را در قسمت رسیدگی به حال خود و شیوه باغداری داشته باشید، ما را نیز شریک سازید.

XXX

میتود باغ متشکل است از:

  • . طرح هفتگانه ساده در قسمت نوروبیولوژی ( وظایف اجرایی سیستم اعصاب ) که عکس العمل های انسان را در مقابل فشار و در قسمت حالت راحتی بیان می کنند.
  • قابلیت های شش گانه که در زندگی روزانه طبیعی سیستم اعصاب و بهبودی آن را تقویت می کنند.

چه چیزی شما در آموزش های میتود باغ یاد می گیرید:

  • چگونه می توان استراتژی ها (روش های) مفید را که قبلا استفاده کرده اید بیشتر تقویت کنید.
  • عمل های واقعی برای محافظت صحت و سلامتی شما، در اوقات پر از سترس
  • داشتن دانش علمی و مهارت های مرتبط با تجارب عملی زندگی اند که انسان خود را و همدیگر را کمک کرده بتواند.

چگونه کار می کند؟

اساسات علمی میتود باغ را نوروبیولوژی ( وظایف اجرایی سیستم اعصاب)، اعصاب شناسی اجتماعی و روان شناسی و تکامل تشکیل می دهند. هدف آن تقویت توانایی ما در شناخت احساس های جسمی ما و تشخیص احساس های که آیا راحت کننده، آزار دهنده و یا بی آزار اند، می باشد. و تقویت این توانایی که به صدای قلب خویش گوش بدهیم.

علم اعصاب شناسی این توانایی را حساسیت انتروسپتیف نامیده است.

انتروسپشن احساس کردن جریانات بیولوژی توسط بدن را می گویند. این گونه احساس ها که خود به خود رخ می دهند و دماغ به وسیله آن، از حالات جسمی ما معلومات اخد می کند، نقش مهم را در تنظیم فشار روانی بازی می کنند. ما می توانیم این ها را ادراکات جسمی نیز بنامیم. چنانکه، اگثرآ از انها آگاه نمی باشیم. اما این حساس ها گاهی به شکل یک حالت خاص در قلب ( الهام قلبی ) و یا در شکم چنانکه می گوئیم (چیزی در دلم گشت)، درک می شوند.

میتود باغ، ما را کمک می کند که از احساس های جسمی خویش جهت تنظیم سترس استفاده کنیم. شاید هر یک ما این تجربه را داشته باشیم که، به طور مثال، بعد از متمرکز شدن به خارش یک نقطه بدن، خارش شدید تر می شود. حال اگر توجه خویش را به احساس های راحت دهنده و یا هم بی ضرر سازیم، چه اتفاق می افتد؟

انجام این کار، چیزی مشابه به پرستاری از گل ها و سبزیجات یک باغ توسط مواد مقوی و آبیاری می باشد. که قوی و بارور شدن حاصلات را در پی می داشته باشد. توجه کردن به حساس های جسمی راحت دهنده و بی آزار نیز می توانند عیین تاثیر را داشته باشند. اگر ما این عمل را زیاد تر انجام دهیم، توانایی های طبیعی جسم خویش را، در مقابل فشار های طاقت فرسا تقویت می کنیم.